بدون شرح
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من...



:: موضوعات مرتبط: بدون شرح، شعر
:: برچسب‌ها: صیاد دل, سلام, سهراب سپهری, شعر سنگ قبر سهراب سپهری
نویسنده : Hamidreza
تاریخ : دوشنبه دوازدهم خرداد 1393
شعر
به نام انکه دوستی را آفرید ...

به نام آنکه دوستی را آفرید،
عشق را ،

رنگ را...

به نام آنکه کلمه را آفرید.

و کلمه چه بزرگ بود در کلام او و چه کوچک شد آن زمان که میخواستم از او بگویم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بیدلی را، ساختن خانه ای در دل.
و این دل بینهایت، چه جای کوچکی بود برای دل بیتابش. او رفت و من نشناختمش.
در تمام میخکهای سر هر دیوار، آواز غریبش را شنیدم اما نشناختمش.
همانگونه که بغض های گاه و بیگاهم را نشناختم. فقط آنقدر او را شناختم که در سایه های افتاده به کلامش، به دنبال جای پای خدا باشم.

اینجا، هر چه هست، جز با صداقت او و کلام و نقشهای او، حوض بی ماهی ست.
شاید مزرعه ای باشد با زاغچه ای بر سر آن باغچه ای که هیچکس جدی نگرفتش

.سهراب سپهری



:: برچسب‌ها: صیاد دل, سهراب سپهری
نویسنده : Hamidreza
تاریخ : یکشنبه چهاردهم مهر 1392
شعر

تو چه گفتي سهراب؟
قايقي خواهم ساخت ...
با کدوم عمر دراز؟
نوح اگر کشتي ساخت، عمر خود را گذراند
با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد
...ساليان طول کشيد، عاقبت اما ساخت
پس بگو اي سهراب ... شعر نو خواهم ساخت
بيخيال قايق ....
يا که ميگفتي ....
تا شقايق هست زندگي بايد کرد؟
اين سخن يعني چه؟
با شقايق باشي.... زندگي خواهي کرد
ورنه اين شعرو سخن
يک خيال پوچ است
پس اگر ميگفتي ...
تا شقايق هست، حسرتي بايد خورد
جمله زيباتر ميشد
تو ببخشم سهراب ...
که اگر در شعرت، نکته اي آوردم، انتقادي کردم
بخدا دلگيرم، از تمام دنيا، از خيال و رويا
بخدا دلگيرم، بخدا من سيرم،من جواني پيرم
زندگي رويا نيست
زندگي پردرد است
زندگي نامرد است، زندگي نامرد است.



:: موضوعات مرتبط: شعر
:: برچسب‌ها: سهراب سپهری, شقایق, قایقی خواهم ساخت
نویسنده : Hamidreza
تاریخ : پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392